حاج ملا هادي السبزواري
175
شرح مثنوى
( ( 2555 ) ) يا از آن بازان كه كبكان پرورند * هم نگون اشكم هم استان مىپرند ن 953 12 - ك 322 33 بازان : بازِ شاهى ، يعنى مقرّب درگاه . ( ( 2553 ) ) يا از آن دريا كه موجش گوهرست * گوهرش گوينده و بيناور است ن 953 10 - ك 322 33 دريا : مراد درياى وجود است . و گوهرهاش كه گويا و بينايند ، عقول نوريه و ارواح قدسيهء مكرّمهاند . ( ( 2554 ) ) يا از آن مرغان كه گلچين مىكنند * بيضهها زرّين و سيمين مىكنند ن 953 11 - ك 322 34 كه گلچين مىكنند : يعنى هر ناقابل را بار نمىدهند ، سيمرغ آسايند ، نه باز آسا ، كه گذشت . بيضهها : استعدادها . ( ( 2556 ) ) نردبانهايى است پنهان در جهان * پايه پايه تا عنان آسمان ن 953 13 - ك 322 34 نردبانها : هر نبى و هر ولى را مسلكى است . و مراد از آسمان ، عالم معنى است كه احاطه دارد به عالم صورت . و عنان آسمان و اعنان آن ، اطراف آن - كما مرّ . ( ( 2557 ) ) هر گره را نردبانى ديگر است * هر روش را آسمانى ديگر است ن 953 14 - ك 322 35 گره : به ضمتين مخفّفِ گروه . ( ( 2564 ) ) چون كه بر كوهش بسوى مرج برد * تا كند شيرش به حمله خرد و مرد ن 954 2 - ك 323 3 مرج : به راء مهمله و جيم ، سبزه زار . ( ( 2566 ) ) گنبدى كرد از بلندى شير هول * خود نبودش قوّت و امكان حول ن 954 4 - ك 323 4 حول : حركت و فعل ، چنان كه در حوقله . ( ( 2570 ) ) مكر شيطان است تعجيل و شتاب * لطف رحمان است صبر و احتساب ن 954 8 - ك 323 6